مرتضى راوندى
258
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ولى خرج نگهدارى ابنيهء مزبور بار سنگينى بر دوش مردم بوده است . حافظ ابرو داستان جالب توجهى مستخرج از بخش مفقود تأليف بيهقى ، دربارهء باغ زيبايى كه محمود در بلخ احداث كرده بود نقل مىكند . نگهدارى باغ مزبور به عهدهء ساكنان شهر محول شده بود . سلطان در آن باغ مجالس بزم و سرور برپا مىكرد ، ولى همواره مجالس بزم بر هم مىخورد ، و به زودى متوقف مىشد . روزى سلطان از نزديكان خود پرسيد كه چرا به رغم زيبايى باغ هرگز نتوان بزم و سرورى را در آن به پايان رسانيد . ابو نصر مشكان ( عميد ، استاد بيهقى ) رخصت خواست كه سخن بىپرده گويد و اظهار داشت كه مردم بلخ همه از بىثمرى نگهدارى اين باغ در غمند و هر ساله پرداخت مبالغ كلانى را كه صرف اين امر بىوجه مىشود ميان خود تقسيم مىكنند ، و بدينسبب ، سرور به دل سلطان راه نمىيابد . سلطان متغير شد و چند روز با ابو نصر سخن نگفت . چيزى نگذشت كه غوغاى مردم ، سلطان را در يكى از معابر بلخ متوقف ساخت و جمعيت شكوائيهاى عليه عوارض مزبور به وى تسليم كردند . سلطان بىدرنگ گمان برد كه شاكيان را ابو نصر برانگيخته و حال آنكه وى هيچ اطلاعى از قصد و نيت ايشان نداشته است . پس از آن محمود رئيس بلخ را احضار كرد و پرسيد كه در سال 397 هجرى ، شهر بلخ از قراختائيان ، كه وى ( سلطان ) آنها را از آنجا طرد كرد ، چه مبلغ زيان ديد ؟ رئيس بلخ گفت زيان وارد را به زبان رقم بيان نتوان كرد ، « آنان شهر را بىسبب ويران كردند ، و زمان بسيار لازم است تا شهر به حالت پيشين برگردد ، و اين خود محل ترديد است . » آنگاه سلطان گفت « ما چنين مصائبى را از ساكنان شهر به دور مىداريم و آنان از نگهدارى باغى براى من مضايقه دارند . » رئيس پوزش خواست و گفت : « آنكس ( كه شكايت آورد ) با ما ديدارى نداشته و اين شكوائيه بدون اطلاع نيكان و بزرگان تسليم شده است . » معهذا چهار ماه بعد كه سلطان عازم غزنه بود ، فرمود تا فرمانى نويسند و مردم بلخ را از وظيفهء نگهدارى باغ معاف دارند و اين وظيفه را بر عهدهء يهوديان محول كردند ، و ضمنا دستور صادر گرديد كه بيش از پانصد درهم از ايشان نستانند . بدين قرار از لحاظ توجه به رفاه و آسودگى مردم ، محمود را نمىتوان در شمار سلاطين روشندل قرار داد . اما راجع به اينكه شاعران و دانشمندان در دربار وى از حمايت او برخوردار بودند حتى آ . موللر ، به رغم جانبدارى خويش از محمود ، اعتراف مىكند كه اين حمايت فقط مولود تمايل نامجويانهء وى بود ، نه عشق واقعى به معارف و فرهنگ . توجه محمود به امور دينى نيز دليل زهد و تقواى صادقانهء وى نبوده است . . . محمود از علما و شيوخ حمايت مىنمود ، ولى اين حمايت تا حدى مرعى مىگشت كه ايشان آلت بىارادهء سياست او بودهاند . . . ابو بكر در امر تعقيب و ايذاء مرتدان و بد دينان دست راست سلطان بود . . . غزوات محمود انگيزهاى جز تصرف ثروتهاى هندوستان نداشته . . . گاه اتهام ارتداد و بد دينى بهانهاى براى ضبط اموال مردم بود . » « 125 »
--> ( 125 ) . تركستان نامه ، پيشين ، 608 تا 613 ( به اختصار ) .